ریزشبکه: مکمل محدودی برای شبکه برق سنتی به جای تاثیر
در حوزه انرژی امروزی، مفهوم ریزشبکه به تدریج ظهور کرده است که بحث های زیادی را در مورد توسعه آینده آن و ارتباط بین شبکه های برق سنتی به راه انداخته است. از نقطه نظر هدف فعلی، ریزشبکه در آینده بر شبکه برق سنتی تأثیر نخواهد گذاشت، بلکه بیشتر به عنوان یک مکمل محدود عمل خواهد کرد.
اول از همه: از روند توسعه کلی، ریزشبکه ها در تعداد زیادی مورد استفاده قرار نخواهند گرفت
اگرچه ریزشبکه ها در برخی سناریوهای خاص دارای مزایای خاصی هستند، شبکه های برق سنتی هنوز در اکثر موارد موقعیت غالب را اشغال می کنند. پس از توسعه و بهبود طولانی مدت، شبکه برق سنتی یک سیستم تامین انرژی عظیم و پایدار را تشکیل داده است که می تواند تقاضای برق اکثریت قریب به اتفاق مناطق را برآورده کند.
تجزیه و تحلیل از سمت تولید برق: ریزشبکه فقط برای شرایطی مناسب است که انرژی محلی نسبتاً کافی باشد
اگر منطقه ای از نظر منابع انرژی بسیار غنی است، می توانید ساخت ریزشبکه ها را برای دستیابی به استفاده بهینه از انرژی محلی در نظر بگیرید. به عنوان مثال، در برخی مناطق با منابع بادی فراوان، می توان ریزشبکه های انرژی باد را ساخت. در جایی که انرژی خورشیدی فراوان است، می توان ریزشبکه های خورشیدی را توسعه داد. با این حال، اگر انرژی بیش از حد فراوان باشد، اتصال مستقیم شبکه به شبکه سنتی ممکن است انتخاب بهتری باشد، به طوری که توان اضافی را می توان به مکان های دیگری که برای دستیابی به تخصیص بهینه انرژی مورد نیاز است، منتقل کرد. از طرف دیگر، اگر انرژی محلی کافی نباشد، به هیچ وجه نمی توان ریزشبکه ایجاد کرد، زیرا هیچ تضمینی برای منبع تغذیه پایدار وجود ندارد.
از نقطه نظر قدرت: ریزشبکه ها فقط برای مکان های نسبتا دور مناسب هستند
در مناطق دورافتاده که از پوشش شبکه های برق سنتی دور هستند، ساخت ریزشبکه ها می تواند مشکلات محلی برق را حل کند. به دلیل محدودیت های جغرافیایی، اتصال این مناطق به شبکه برق سنتی می تواند بسیار گران یا از نظر فنی دشوار باشد. اما در مکان هایی که دور از دسترس نیستند، شبکه های برق سنتی از قبل پوشش کاملی دارند و نیازی به ساخت ریزشبکه نیست.
از نظر هزینه به آن فکر کنید
اگر مکانی دارای ارزش استراتژیک نباشد، مانند یک جزیره پادگان یا یک منطقه خاص که در آن مصرف برق در مقیاس بزرگ مورد انتظار است، ساخت یک ریزشبکه غیرممکن است. شبکه برق زیرساختی است که به شدت توسط دولت کنترل می شود و ساخت و بهره برداری از آن به سرمایه و پشتیبانی فنی زیادی نیاز دارد. برخلاف صنعت اینترنت، بدست آوردن سرمایه گذاری زیاد به دلیل یک مفهوم آسان نیست. ساخت و نگهداری شبکه های برق سنتی بر اساس استراتژی کلی انرژی کشور و نیازهای معیشتی مردم است و از ثبات و قابلیت اطمینان بلندمدت برخوردار است. هزینه ساخت ریزشبکه ها نسبتاً بالا است مگر اینکه در نیازهای استراتژیک خاص، ارتقاء در مقیاس بزرگ دشوار باشد.
قیاس با میکروسرویسهای فناوری اطلاعات: ریزشبکهها و ریزسرویسهای فناوری اطلاعات اصلاً یکسان نیستند.
میکروسرویسهای فناوری اطلاعات در یک مرکز خدمات بزرگ مانند علی کلود، آمازون کلود و سایر منابع برای دستیابی به ترکیب و گسترش خدمات انعطافپذیر ساخته میشوند. ریزشبکه معادل توسعه مجموعه ای از مراکز خدمات کوچک به تنهایی است که نیاز به ساخت مستقل تولید برق، ذخیره انرژی، توزیع و سایر امکانات دارد و پیچیدگی و هزینه آن بسیار بیشتر از میکروسرویس های فناوری اطلاعات است.
در حال حاضر، اگرچه نیروگاههای فتوولتائیک و بادی در سرتاسر جهان تا حدی به دسته ریزشبکهها تعلق دارند، اما در واقع بیشتر محصول مرحله انتقالی The Times هستند. این روشهای جدید تولید انرژی تنها میتوانند تولید ناخالص داخلی و اشتغال را تا حدی افزایش دهند، مگر اینکه فناوری ذخیرهسازی انرژی بسیار بهبود یابد، و نمیتواند اساساً جایگزین شبکه برق سنتی شود.
در آینده، فناوری همجوشی هسته ای ممکن است راه اساسی برای حل مشکل انرژی باشد. همجوشی هسته ای می تواند مقدار زیادی انرژی پاک را فراهم کند، پس از کاربرد تجاری، چشم انداز انرژی جهانی را به طور کامل تغییر می دهد.

بنابراین، از دیدگاه فوق، ریزشبکه در آینده تأثیری بر شبکه برق سنتی نخواهد داشت و بیشتر نقش مکمل در سناریوهای خاص دارد. ما باید به توسعه ریزشبکه ها به طور عینی نگاه کنیم، محدودیت ها و مزایای آنها را کاملاً بشناسیم و از فناوری ریزشبکه برای کمک به توسعه پایدار حوزه انرژی استفاده معقول کنیم.